جامعه شناسی یك رخداد تاثیرگذار؛

وقتی فحاشی از زمین فوتبال به آنتن می رسد پرونده خداداد فراتر از حاشیه

به گزارش فیفا1، سؤال اصلی فراتر از یک پرونده فوتبالی است: چرا ادبیات توهین آمیز در فوتبال تا این اندازه دیده می شود و چرا گاهی یک جمله جنجالی، بیشتر از خود مسابقه مورد توجه قرار می گیرد؟

وقتی فحاشی از زمین فوتبال به آنتن می رسد پرونده خداداد فراتر از حاشیه

سیدمقداد سادات جامعه شناس ورزشی در یادداشتی برای گروه ورزشی خبرگزاری مهر نوشته است: یک جمله در اوج عصبانیت می تواند چند دقیقه بعد به یکی از پربازدیدترین بخش های یک مسابقه تبدیل شود؛ اما مسئله فقط یک فحش یا یک درگیری لفظی نیست، بلکه پای فرهنگ عمومی، الگوهای رفتاری، مسئولیت اجتماعی چهره های ورزشی و نقش رسانه ها در بین است.
فوتبال فقط یک بازی ۹۰ دقیقه ای نیست. برای میلیونها نفر، فوتبال قسمتی از زندگی اجتماعی است؛ جایی که هیجان، رقابت، تعصب، شادی، خشم و اعتراض در کنار هم قرار می گیرند. اما همین خاصیت موجب می شود اتفاقاتی که در جریان یک مسابقه یا در حاشیه آن رخ می دهد، گاهی خیلی فراتر از زمین فوتبال برود.
امروز یک جمله که در اوج عصبانیت گفته می شود، امکان دارد چند دقیقه بعد ضبط و در فضای مجازی منتشر شود، بشکل های مختلف بازنشر شود و حتی به مخاطبانی برسد که اصلاً مسابقه را ندیده اند. در چنین شرایطی، یک واکنش لحظه ای دیگر الزاماً یک اتفاق لحظه ای نیست.
ماجرای خداداد عزیزی، سرپرست تیم فوتبال تراکتور، یکی از نمونه هایی است که بار دیگر بحث در رابطه با ادبیات توهین آمیز در فوتبال و رفتار چهره های شناخته شده ورزشی را مطرح کرده است.
پس از دیدار تراکتور و گل گهر، موضوع بدرفتاری و استفاده از الفاظ رکیک عنوان شد و در ادامه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نیز به این مورد ورود کرد و رأی انضباطی صادر شد. با این حال، در رابطه با چگونگی شروع ماجرا و محتوای گفتگوی طرفین، روایتهای متفاوتی طرح شده و خداداد عزیزی نیز اعلام نموده بود که ابتدا مورد توهین قرار گرفته است.
از این رو، بررسی اجتماعی این مورد نیازمند تفکیک میان حقیقت های اثبات شده در فرآیند انضباطی، روایتهای طرفین و دستاوردهای عمومی انتشار چنین اتفاقاتی است. اما سؤال اصلی فراتر از یک پرونده فوتبالی است: چرا ادبیات توهین آمیز در فوتبال تا این اندازه دیده می شود و چرا گاهی یک جمله جنجالی، بیش از خود مسابقه مورد توجه قرار می گیرد؟

یک ورزشکار، فقط ورزشکار نیست

ورزشکار حرفه ای، بخصوص وقتی به یک چهره شناخته شده تبدیل می شود، دیگر فقط به علت عملکرد ورزشی اش مورد توجه نیست. وی در تلویزیون دیده می شود، در رسانه ها در موردش نوشته می شود، مصاحبه هایش در رسانه های اجتماعی منتشر می شود و گاهی حتی یک واکنش کوتاه او بیش از یک مسابقه کامل مورد توجه قرار می گیرد. برای همین، رفتار ورزشکاران مشهور می تواند از جانب مخاطبان، بخصوص نوجوانان و جوانان، دیده و ارزیابی شود.
نوجوانی که یک فوتبالیست را دوست دارد، فقط گل ها و افتخارات او را نمی بیند؛ نحوه واکنش او به شکست، برخوردش با داور، رفتار او با رقیب و حتی نوع حرف زدنش را هم می بیند. این همان نقطه ای است که نظریه «یادگیری اجتماعی» آلبرت بندورا می تواند به فهم مسئله کمک نماید.
از نگاه بندورا، انسان قسمتی از رفتارهای خویش را از راه مشاهده دیگران یاد می گیرد. البته این به مفهوم آن نیست که دیدن یک رفتار توهین آمیز حتما موجب تکرار آن می شود. خانواده، مدرسه، دوستان، محیط اجتماعی و عوامل فرهنگی نیز در ایجاد رفتار انسان نقش دارند. اما نمی توان نقش الگوهای اجتماعی را نادیده گرفت. درنتیجه، مسئله فقط یک جمله زشت نیست؛ مسئله این است که چه نوع رفتاری در فضای عمومی کم کم عادی می شود.

شهرت، مسئولیت هم می آورد

«پیر بوردیو» جامعه شناس فرانسوی، از مفهومی به نام «سرمایه نمادین» سخن می گوید؛ یعنی اعتبار، شهرت، محبوبیت و جایگاهی که فرد در جامعه به دست می آورد. یک ورزشکار مشهور از این سرمایه برخوردار می باشد. به همین دلیل، سخنی که از زبان یک چهره شناخته شده ورزشی بیان می شود، به طور معمول دامنه اجتماعی بیشتری پیدا می کند.
خداداد عزیزی نیز بواسطه سابقه طولانی در فوتبال ایران، برای چند نسل از مردم چهره ای شناخته شده است. بدین سبب رفتار او تنها از زاویه یک واکنش فردی دیده نمی شود؛ جایگاه اجتماعی او نیز در برداشت مخاطب از آن رفتار مؤثر است. البته این به مفهوم آن نیست که ورزشکار نباید اعتراض کند. بازیکن، مربی یا مدیر حق دارد نسبت به تصمیم داور، عملکرد تیم یا رفتار رقیب اعتراض داشته باشد. مسئله تفاوت میان اعتراض و توهین است.
می توان عصبانی بود، میتوان صریح صحبت کرد و میتوان اعتراض کرد؛ اما همه اینها الزاماً به استفاده از الفاظ توهین آمیز منجر نمی گردد. فوتبال بدون هیجان نمی گردد، اما هیجان باید مدیریت شود و فوتبال ذاتاً ورزشی پرهیجان است. نتیجه بازی، فشار مسابقه، تصمیم داور، رفتار بازیکنان حریف، خستگی و فضای ورزشگاه می تواند میزان عصبانیت و برانگیختگی بازیکنان و کادر فنی را افزایش دهد.
بنابراین نمی توان از ورزشکار انتظار داشت که هیچ وقت عصبانی نشود. مسئله از جایی شروع می شود که خشم، کنترل رفتار را کنار بزند. در چنین شرایطی، احتمال واکنش های لحظه ای و پرخاشگری کلامی افزوده می شود. به همین دلیل، آموزش مهارت های کنترل و تنظیم هیجان برای ورزشکاران و مربیان اهمیت پیدا می کند.
شناخت نشانه های اولیه عصبانیت، کاهش تنش، تنفس، خودگویی و آمادگی ذهنی برای موقعیت های حساس، قسمتی از همین مهارت هاست. در حقیقت، حرفه ای بودن فقط به این معنا نیست که یک بازیکن در وضعیت فشار بتواند خوب بازی کند. گاهی حرفه ای بودن یعنی این که بتواند در اوج فشار، رفتار خودش را نیز مدیریت کند.

رختکن با جلو دوربین فرق دارد

اینجا میتوان از نگاه «اروینگ گافمن»، جامعه شناس شناخته شده، نیز به موضوع نگاه کرد. گافمن رفتار اجتماعی انسان را تا حدی به اجرای یک نمایش تشبیه می کند؛ یعنی انسان ها در موقعیت های مختلف و در مقابل مخاطبان مختلف، شیوه متفاوتی از رفتار و ارایه خویش را نشان می دهند. حرف زدن چند بازیکن در رختکن با صحبت کردن مقابل دوربین تلویزیونی یکسان نیست.
در فضای خصوصی امکان دارد حرفی گفته شود و همان جا تمام شود. اما وقتی همان حرف در مقابل دوربین یا در فضای عمومی مطرح می شود، دیگر نمی توان برای آن همان سرنوشت را تصور کرد. امروز حتی یک درگیری کوتاه در راهروی ورزشگاه می تواند با موبایل ضبط شود و چند ساعت بعد در رسانه های اجتماعی دست به دست شود. در گذشته شاید یک واکنش عصبی با خروج افراد از ورزشگاه تمام می شد؛ امروز امکان دارد همان واکنش به یک کلیپ تبدیل گردد و روزها و حتی هفته ها در فضای مجازی باقی بماند.

وقتی حاشیه از خود فوتبال مهم تر می شود

یکی از مسایل مهم دیگر، نحوه برخورد رسانه ها با چنین اتفاقاتی است. یک مسابقه ۹۰ دقیقه ای پر از اتفاق است؛ تاکتیک، گل، موقعیت های خطرناک، اشتباه بازیکنان، تصمیم های داور و ده ها موضوع دیگر. با این وجود امکان دارد تمام آن مسابقه در نهایت با یک جمله جنجالی در ذهن مخاطب باقی بماند و اینجا بحث «قاب بندی رسانه ای» اهمیت پیدا می کند.
رسانه با انتخاب این که چه چیزی را برجسته کند، در شکل دادن به برداشت مخاطب از یک رویداد نقش دارد. از طرفی، «اقتصاد توجه» سبب شده محتوای جنجالی ارزش بیشتری برای خیلی از صفحات و رسانه های آنلاین پیدا کند؛ برای اینکه محتوای هیجانی به طور معمول واکنش سریع تری بوجود می آورد.
چرخه ای که شکل می گیرد ساده است:
اتفاق جنجالی، انتشار، بازدید، بازنشر، دیده شدن بیشتر و باردیگر بازنشر بیشتر
گاهی حتی انتقاد از یک محتوای نامناسب هم موجب می شود همان محتوا بیشتر دیده شود.

شبکه های اجتماعی، بلندگوی دوم فوتبال

یک مصاحبه چند دقیقه ای امروزه می تواند به ده ها کلیپ کوتاه تبدیل گردد. یک جمله از میان صحبت های طولانی جدا می شود، تیتر هیجانی روی آن قرار می گیرد و در صفحات مختلف منتشر می شود. در این شرایط، ورزشکار دیگر فقط برای خبرنگاری که مقابل او نشسته صحبت نمی کند؛ هر جمله او امکان دارد به گوش هزاران و حتی میلیونها نفر برسد.
به همین دلیل، مسئولیت رسانه هم اهمیت بیشتری پیدا کرده است. رسانه حرفه ای باید میان اطلاع رسانی در رابطه با یک اتفاق و بازتولید مداوم ادبیات توهین آمیز تفاوت قائل شود. اگر هدف، نقد یک رفتار است، همیشه لازم نیست عین عبارت توهین آمیز بارها تکرار شود. رسانه می تواند به جای بازتولید صرف هیجان، زمینه اتفاق، علت آن، واکنش های رسمی و دستاوردهای اجتماعی آنرا برای مخاطب توضیح دهد. در چنین شرایطی، رسانه به جای این که فقط حاشیه را بزرگ کند، می تواند آنرا به مجالی برای گفت و گو تبدیل کند.

فرهنگ ورزشی از رفتارهای روزمره ساخته می شود

فرهنگ ورزشی را نمی توان فقط با آئین نامه و کلاس اخلاق ساخت. فرهنگ در رفتار روزمره شکل می گیرد؛ در نحوه برخورد مربی با بازیکن، رفتار مدیر، واکنش بازیکن به داور، مواجهه با رقیب و حتی روشی که افراد در یک تیم با یکدیگر صحبت می کنند.
اگر توهین و تحقیر در یک محیط ورزشی به رفتاری عادی تبدیل گردد، احتمال بازتولید آن نیز بیشتر خواهد شد. در نقطه مقابل، اگر در یک تیم اعتراض و رقابت پذیرفته شود، اما توهین و تحقیر به عنوان رفتار عادی پذیرفته نشود، میتوان انتظار ایجاد فضای متفاوتی را داشت. این مورد در رده های پایه اهمیت بیشتری دارد؛ چونکه بازیکنان جوان فقط فوتبال بازی نمی کنند، بلکه درحال یادگیری فرهنگ حرفه ای ورزش نیز هستند.

پرونده خداداد عزیزی؛ فراتر از یک حاشیه

پرونده خداداد عزیزی را میتوان نمونه ای جهت بررسی یک مسئله بزرگ تر دانست. بعد از دیدار تراکتور و گل گهر، موضوع بدرفتاری و استفاده از الفاظ رکیک عنوان شد و کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نیز به موضوع ورود کرد. در ادامه، رأی انضباطی صادر شد و واکنش های در ارتباط با آن نیز در رسانه ها و رسانه های اجتماعی بازتاب پیدا کرد. با این حال، در رابطه با جزئیات ماجرا و چگونگی شروع درگیری، روایتهای متفاوتی وجود دارد.
بنابراین اگر قرار باشد این اتفاق از منظر اجتماعی بررسی شود، بهتر است به جای قضاوت در رابطه با بخش های مورد اختلاف، یک پرسش عمومی تر مطرح شود: جامعه از چهره های شناخته شده ورزشی چه انتظاری دارد؟ و در کنار آن: رسانه ها در بازنمایی رفتار این چهره ها چه مسئولیتی دارند؟
اهمیت این پرونده نیز دقیقا در همین نقطه است. یک اختلاف امکان دارد در زمین یا کنار زمین فوتبال شروع شود، به کمیته انضباطی برسد، در رسانه های اجتماعی بازتاب پیدا کند و باردیگر به رسانه های رسمی بازگردد. به بیان دیگر، در عصر رسانه های اجتماعی، سوت پایان مسابقه لزوماً پایان ماجرا نیست.

قهرمان ورزشی؛ آیا الگوی رفتاری هم هست؟

جامعه به طور معمول ورزشکاران بزرگ را به علت موفقیت هایشان تحسین می کند، اما شهرت انتظارات دیگری هم به همراه دارد. نوجوانی که یک ورزشکار را دوست دارد، فقط گل ها و مدال های وی را نمی بیند؛ رفتار او هنگام شکست، نحوه برخوردش با داور و شیوه مواجهه اش با رقیب را نیز می بیند. از این منظر، میان «قهرمان ورزشی» و «الگوی رفتاری» تفاوت وجود دارد.
یک ورزشکار امکان دارد در میدان مسابقه موفق باشد اما در کنار موفقیت ورزشی، جامعه از او انتظار دارد مسئولیت جایگاه عمومی خویش را نیز بشناسد این البته به مفهوم بی خطا بودن ورزشکار نیست.
ورزشکار هم انسان است، عصبانی می شود، اشتباه می کند و امکان دارد در یک لحظه واکنش مناسبی نداشته باشد اما همان گونه که شهرت نباید موجب توجیه هر رفتاری شود، یک خطای رفتاری نیز نباید بهانه ای برای قضاوت در رابطه با تمام شخصیت یک فرد قرار بگیرد تحلیل منصفانه باید رفتار را نقد کند، نه این که تمام شخصیت فرد را محکوم یا تطهیر کند.

فقط ورزشکار مسئول نیست

اگر هدف، اصلاح فرهنگ گفت و گو در ورزش باشد، نمی توان همه مسئولیت را متوجه ورزشکار کرد و باشگاه ها نیز می توانند با آموزش رسانه ای، مهارت گفت و گو و مدیریت خشم را جدی تر دنبال کنند. فدراسیون ها نیز می توانند در رابطه با رفتارهای خارج از زمین و گفتار رسانه ای، معیارهای روشن تری تعریف کنند و سازوکارهای انضباطی شفاف تری داشته باشند.
رسانه ها نیز سهم مهمی دراین میان دارند چون تبدیل هر درگیری لفظی به یک نمایش رسانه ای، می تواند به چرخه توجه منفی دامن بزند. در مقابل، رسانه حرفه ای می تواند یک اتفاق را از سطح حاشیه به سطح تحلیل اجتماعی ببرد و در رابطه با علت ها و دستاوردهای آن صحبت کند. مخاطب نیز قسمتی از این زنجیره است. میزان توجه و بازنشر محتوای توهین آمیز می تواند بر ادامه تولید چنین محتواهایی تأثیر بگذارد.

فرهنگ با حکم انضباطی تغییر نمی کند

برخورد انضباطی با تخلف، یک بخش از مسئله است؛ اما نمی توان انتظار داشت فرهنگ فقط با صدور حکم تغییر کند. اگر مقرر است ادبیات توهین آمیز در ورزش کاهش پیدا کند، باید چند اقدام هم زمان مورد توجه قرار گیرد:
آموزش: مهارت های ارتباطی، مدیریت خشم و سواد رسانه ای باید قسمتی از آموزش حرفه ای ورزشکاران و مربیان باشد.
تعیین مرزها: تفاوت میان اعتراض، انتقاد، صراحت و توهین باید برای اهالی ورزش روشن باشد.
مسئولیت رسانه ای: رسانه ها ضمن اطلاع رسانی، از تکرار غیرضروری الفاظ توهین آمیز پرهیز کنند.
توجه به رده های پایه: مربیان و مدیران تیم های پایه باید بدانند رفتار آنها قسمتی از آموزش غیرمستقیم ورزشکاران جوان است.
پاسخگویی حرفه ای: چهره های شناخته شده باید بدانند که شهرت در کنار محبوبیت، مسئولیت اجتماعی بیشتری نیز بوجود می آورد.

و کلام آخر

ماجرای استفاده از الفاظ نامناسب در فوتبال را نمی توان فقط یک حاشیه ورزشی دانست. این مورد به فرهنگ عمومی، الگوهای رفتاری جوانان، مسئولیت اجتماعی چهره های مشهور، نقش رسانه ها و حتی معیارهای حرفه ای ورزش مربوط می شود.
پرونده خداداد عزیزی، فارغ از اختلاف داستانها در رابطه با جزئیات ماجرا و فارغ از فرآیند انضباطی آن، می تواند مجالی برای طرح یک سؤال جدی باشد: آیا شهرت ورزشی فقط حق دیده شدن بیشتر بوجود می آورد یا مسئولیت بیشتری هم به همراه دارد؟
پاسخ این سؤال را نمی توان فقط در محکوم کردن یک فرد یا صدور یک حکم پیدا کرد. اگر قرار باشد فرهنگ گفت و گو در ورزش تغییر کند، این تغییر نیازمند همکاری ورزشکار، باشگاه، فدراسیون، رسانه، خانواده و جامعه است. فوتبال ذاتاً با هیجان، رقابت و اعتراض هم راه است و قرار نیست ورزشکاران در لحظات دشوار هیچ احساسی از خود نشان ندهند. آن چه اهمیت دارد، تبدیل هیجان به رفتار حرفه ای است.
ورزشکار می تواند عصبانی باشد، اعتراض کند و حتی از تصمیمی ناراضی باشد؛ اما همچنان می تواند احترام طرف مقابل را حفظ کند. اگر مقرر است ورزش برای نسل جوان نماد تلاش، رقابت، مسئولیت پذیری و احترام باشد، این مفاهیم باید نه فقط در شعارهای اخلاقی، بلکه در رفتار واقعی چهره های ورزشی دیده شود.
شاید یکی از مهم ترین نشانه های حرفه ای گری در فوتبال امروز همین باشد؛ این که قهرمانان ورزشی در کنار مهارت رقابت، مهارت گفت و گو و کنترل خشم را هم جدی بگیرند. چون در عصر رسانه های اجتماعی، هر کلمه می تواند خیلی فراتر از گوینده اش سفر کند.

منبع:

1405/07/10
15:35:04
0.0 / 5
7
تگهای خبر: آموزش , آنلاین , بازی , بازیكن
آیا مطلب فیفا1 را پسندیدین؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۴
fifa1.ir - حقوق مادی و معنوی سایت فیفا1 محفوظ است

فیفا1

فوتبال ایران و جهان
خانه ی واقعی عاشقان فوتبال! از نقل وانتقالات تا حواشی، با فیفا1 همیشه در جریان باشید